در مورد وجه تسميه و علت ناميدن آن نظراتي داده شده است : « در سال ۲۰۰۰ قبل از ميلاد در عصر حضرت سليمان بن داوود و در اوايل آغاز حكومت بزرگ آشوريان، شهر خاروانا ٫٬ خرداد٫٬ نام داشته و جزء ۱۲شهر اصحاب رس كه در قرآن و نهج البلاغه نيز آمده ، مي باشد . پس از آن خرداد نام ديگری بر خود مي گيرد و مادها بزرگترين قلعه های خود را در اين منطقه بنا می نهند ( اكثر قلعه هاي منطقة ديزمار منسوب به دولت اورارتوها و اشكاني هاست / نگارنده ) و خرداد دژ ماد نام می گيرد.پس از گذشت مدتهای مديد دژماد به دزماد و نهايتاً ( ؟! ) به دزمار تبديل می شود و هم اكنون به نام ماهال ديزمار معروف است . ابن حوقل بغدادی در نقشه جغرافيايی خود شهر خاروانای فعلی را به نام دزمار ثبت كرده است.» ، « ارسباران از سال 606 ق.م جزو سرزمين هاي دولت ماد محسوب شد . مادها از آريايي هاي پاك نژاد ( ! ) بودند كه در نژاد شناسي ، مردم ارسباران را از نژاد آريايي (!) ذكر كرده اند . ارسباران و مركز آن اهر ، دژ قوم ماد و رودخانة ارس مرز دولت ماد بوده است . دزمار كه نام محالي در بخش ورزقان مي باشد ، بنا به نظر صاحب نظران محلي ، در اصل « دژماد » بوده است . ( تاريخ و جغرافياي ارسباران ، حسين دوستي ، ص 76 ) صرف نظر از صحت و سقم مطالب ذكر شده واينكه منابع اين نظرات از كجاست ، ما ضمن احترام به نظرات داده شده نظر خود را در اين باره اعلام مي كنيم . واژة « ديزمار » از تركيب دو عنصر ؛ « ديز » + « مار / مر » شكل گرفته است . در زبان تركي واژة « ديز » به معني : 1- زانو 2- تپه يا محل مرتفع ( بلندي ) كه داراي نوك تيز بوده باشد . تمام فرهنگ لغاتي كه من در اختيار دارم بر اين موضوع صحه مي گذارند . ناميدن دو تپة باستاني موسوم به « ديزلي » در روستاي آزقان كه سفال هاي كشف شده در اين محل توسط اينجانب كه مربوط به عصر آهن 3و دروة اورارتويي ( به تاييد ميراث فرهنگي استان ) مي باشد ، تپة مشابه در روستاي آلپ ايزان در حومة اهر به نام « ديز بوينو » ، تپة باستاني « ديزاليش » در شهرستان اهر و ... مويد اين موضوع است . « واژة « مار » به صورت « مر » نيز به كار گرفته مي شود . اين واژه ، در افسانه هاي سومري به مفهوم « مادر كبير » و يا به عبارتي ديگر به معني « بزرگ » آمده است .( نگاهي به واژه هاي اساطيري آذربايجان ، صمد چايلي ، ص 227 ) . واژه هاي مار و مر در تركيب اسامي زيادي از شهر ها و روستاهاي مناطق ترك زبان آمده است : مرند ، مراغه ( ماراغا ) ، مرمره و مارماريس و مرسين (در تركيه ) ، مرو / ماري ( درازبكستان ) سومار ، سمرقند( نام قديم : مركند ) ، مركيت (از اقوام ترك آذربايجان قديم / در بئدوستان ) مرزولو ( در كليبر ) ، ديزه مرجان (شبستر ) ، مارالان ( محله اي قديمي در تبريز ) ، مرداناقام ( روستايي در ديزمارشرقي ) ، ايزماران ( نام دو تپة باستاني در مجاورت روستاي دوشتور ) ودر كلماتي مانند : ماراق / ماراقلي ، مارال و مرد كه نام يكي از قبايل آذربايجان است . ( هخامنشيان هرچه كوشيدند ، عاقبت نتوانستند كاسيت ها ، مردها ، موسك ها و موغ ها را كه ساكن قره داغ بوده اند ، مطيع خويش كنند . آلتايلاردان سهنديميزه ، اميد نيايش ، ص 219 ) و ... همانطور كه مشاهده شد واژة « مار / مر » علاوه بر بكار گرفته شدن در تركيب ديزمار ، در تركيب اسامي شهر ها و اماكن و نام هاي ديگر نيز ديده مي شود . بنظر ما واژة « مار / مر » علاوه بر مفهوم بزرگ ، به معنا و مفهوم : كبير ، با شكوه و زيبا نيز مي تواند باشد . كلمة ماراق / ماراقلي را در نظر بگيريم كه به معني آرزوي بزرگ نيز هست كه واژة « مار » در تركيب اين كلمه به معني بزرگ است .. يا « مارال » كه به معني بسيارزيبا ، زيبا روي مي باشد از تركيب مار + آل تشكيل شده است . يكي از معناي« آل » سرخ ، سرخ روي ( كنايه از زيبايي ) است .اگر« مار » را بزرگ و باشكوه در نظر بگيريم ، آنوقت مي توان مارال را « زيباي باشكوه » معني كرد و بعلت زيبايي مارال ( نوعي آهو ) ، اين نام به اين حيوان داده شده است . با تفاصيلي كه گذشت مي توان « ديزمار » را به معني : « مكان مرتفع و باشكوه » يا « ارتفاعات كبير » معني نمود .